شب نویس

حرف های شبانه ی یک عدد پیش دانشگاهی

شب نویس

حرف های شبانه ی یک عدد پیش دانشگاهی

.


برخیز که وهم گلی زمین را شب کرد
راهی شو..
چه جهان غمناک است.و خدایی هست..

ببوی و برو.

.چهره زیبایی در خواب دگر بین و برو..


برو!!



.غریبه یا آشنا فرقی نمیکند.بخوانید نخوانید فرقی نمیکند.اما تکت تک کلمات این وبلاگ مخاطبش خودم هستم و نوشتنش صرفا برای ثبت حرف هایم هست.
هر وقت بشود مینویسم.
به علاوه نویسنده ی وبلاگ هیچ گونه مسئولیتی در قبال هدر رفتن زمانی که برای خواندن حرف هایش میگذارید کنار پل صراط بر عهده نمیگیرد.
همین.

کلمات کلیدی
بایگانی

یک روز به توان بی نهایت:|

شوخیه مگه برف بیاد و مدرسه باشی پریود بشی نمیری؟!

-_-

.

گلومو و کمرم و سرم!

نکته ی هیجان انگیزش قرص اشتباهی ال رسول بود:|

و در این چهارساعت خوابیدن من نفیسه سه بار زنگ زده!میدونم حق الناسه و خیلی دارم گه میخورم و گناه داره..اما نمیدونم چرا هی یادم میره این موجودو!

و بعد از چهار ساعت خوابیدن یک گوشه یک ساعت 

دستشویی رفتن میطلبه که الان اصلا حالش نیست:|

تو طول خواب همش صدای طباطبایی نژاد تو گوشم بود داشت وزن میخوند.اخر سرم‌خاب دیدم نفیسه زنگ زده میگه به مامانم که برنامه ی فرزانه رو بزرگ‌زاده داره میریزه که چهار هفته بهم برنامه نداده؟:|||


  • ۹۶/۱۰/۱۷
  • فرزانه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی