شب نویس

حرف های شبانه ی یک عدد پیش دانشگاهی

شب نویس

حرف های شبانه ی یک عدد پیش دانشگاهی

.


برخیز که وهم گلی زمین را شب کرد
راهی شو..
چه جهان غمناک است.و خدایی هست..

ببوی و برو.

.چهره زیبایی در خواب دگر بین و برو..


برو!!



.غریبه یا آشنا فرقی نمیکند.بخوانید نخوانید فرقی نمیکند.اما تکت تک کلمات این وبلاگ مخاطبش خودم هستم و نوشتنش صرفا برای ثبت حرف هایم هست.
هر وقت بشود مینویسم.
به علاوه نویسنده ی وبلاگ هیچ گونه مسئولیتی در قبال هدر رفتن زمانی که برای خواندن حرف هایش میگذارید کنار پل صراط بر عهده نمیگیرد.
همین.

کلمات کلیدی
بایگانی

الان با صدای رادیو*


.

و این یک اصل پایداره.آنگاه که تصمیم به انجام کاری کردی باید منتظر موانع باشی وگرنه تصمیم نگرفتی!یادم نیست تو کودوم کتاب استاد بوده ولی یادمه که توی کانالشون خونده بودم.(اصلا یاد قرار با ادمین تنفس جاری و فیلتر شدن تلگرام میوفتم واقعا خندم میگیره!!)

یکی از جنبه های جالب تب فارغ شدن از جوی که هستی و معلق ماندن عناصر اطرافته.نه که دوست داشته باشم!ولی انگار برای هر چند وقت یکبار ضروریه..!

.

.

دو تا ماشین بادیگارد با فاصله ی کم ایستاده بودند و منتظر بودند.

خیلی هم عادی بودند.

سرمو تکیه دادم به پنجره و عجب عطر سیبی وزیده رو گذاشتم.نفیسه پیام داده بود.خانم رییسی هم جواب داده بود.فائزه هم زنگ زده بود.

عکس  هاشمی رو بغل مترو زده بودند.حکومت اسلامی با اراده مردم تعیین میشود!

امروز فرزانه که داشت از تلقین پدربزرگش و رفتن داداشش توی قبر حرف میزد واقعا یکطوری شدم.

واقعا چند روز و چند ساعت دیگه مونده که زندگی منم برسه به اون لحظه های جون دادن و تموم شدن خانواده و دانشگاه و آرزوهای نرسیده..

سرم واقعا درد میکرد.به رفتار های بچه ها فکر کردم..رفتارهای امروزشون.واقعا میشه بعضی هارو تو بعضی شرایط خیلی خوب شناخت.ولی نکته ش اینه که نباید برچسب زد.اگر برچسب بزنی دیگه باید همون سیر z رو مقابل رفتار اطرافیان پیش ببری.که خب میدونم که موافقش نیستی!

امروز رضا میاد.فردا عقد اون دوتاست.و جمعه فائزه برمیگرده.این دوروزه رسما خونمون شلوغ شلوغه.

واقعا دلم برای رضا تنگ شده..

نمیدونم رسیدم خونه درس میخونم یا نه..ولی دوست دارم گوشی رو  تا شنبه بزارم کنار..

بلکم این برنامه ی فشرده نفیسه تموم شه..یا بشینم دو کلمه عین صاد بخونم.

اینم از "روز" چهارشنبه ی دی نود و شیش.





*اقا این درخواست قطار چاووشی چی شد؟؟ما جوونای قدیمیم دل ما رو نشکونین
:)))))
  • ۹۶/۱۰/۲۰
  • فرزانه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی