شب نویس

حرف های شبانه ی یک عدد پیش دانشگاهی

شب نویس

حرف های شبانه ی یک عدد پیش دانشگاهی

.


برخیز که وهم گلی زمین را شب کرد
راهی شو..
چه جهان غمناک است.و خدایی هست..

ببوی و برو.

.چهره زیبایی در خواب دگر بین و برو..


برو!!



.غریبه یا آشنا فرقی نمیکند.بخوانید نخوانید فرقی نمیکند.اما تکت تک کلمات این وبلاگ مخاطبش خودم هستم و نوشتنش صرفا برای ثبت حرف هایم هست.
هر وقت بشود مینویسم.
به علاوه نویسنده ی وبلاگ هیچ گونه مسئولیتی در قبال هدر رفتن زمانی که برای خواندن حرف هایش میگذارید کنار پل صراط بر عهده نمیگیرد.
همین.

کلمات کلیدی
بایگانی

یک رویای شیرین

جزء بع جزء خوابمو یادمه!

خواب خانم رییسی رو دیدم.وقتی دیدمش به قدری محکم بغلش کردم که توی خواب حس میکردم الان تمام اجزای بدنم خورد میشن.رفتیم تو اتاق خودم فکر کنم.واسم دو تا کفش خریده بود.یکیش برام خیلی کوچیک بود.

ولی یکی دیگه اندازه بود.و وقتی اونو پوشیدم گفتم عح این همون صندلیه که من توی پاتختی خواهرم بهش نیاز داشتم و اینا.

بعد نشستیم.گفتیم همه بچه ها بیان تو اتاق.شروع کرد به حرف زدن..

من ازش پرسیدم برای جواب دادن به نظرات مخالف باید همون موقع جواب داد یا وایساد و به یک موقعیت خوب فرهنگی رسید بعد فرهنگ یک جامعه رو تغییر داد؟:|

واقعا نمیدونم چرا این سوالو پرسیدم!و اصلا این همه سوال چرا چرت  میبافی..؟:|

و بعد خانم رییسی توضیح داد که باید همون موقع جواب داد.

انقدر این خواب ملموس بود و انقدر توی خواب داشتم کیف میکردم که از خواب بیدار شدم سرم خوب شد .

  • ۹۶/۱۰/۲۶
  • فرزانه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی