شب نویس

حرف های شبانه ی یک عدد پیش دانشگاهی

شب نویس

حرف های شبانه ی یک عدد پیش دانشگاهی

.


برخیز که وهم گلی زمین را شب کرد
راهی شو..
چه جهان غمناک است.و خدایی هست..

ببوی و برو.

.چهره زیبایی در خواب دگر بین و برو..


برو!!



.غریبه یا آشنا فرقی نمیکند.بخوانید نخوانید فرقی نمیکند.اما تکت تک کلمات این وبلاگ مخاطبش خودم هستم و نوشتنش صرفا برای ثبت حرف هایم هست.
هر وقت بشود مینویسم.
به علاوه نویسنده ی وبلاگ هیچ گونه مسئولیتی در قبال هدر رفتن زمانی که برای خواندن حرف هایش میگذارید کنار پل صراط بر عهده نمیگیرد.
همین.

کلمات کلیدی

شیره ی جان

امروز در کمال اینکه یک روز خوشحالی بود..شبش به غیر مترقبه ترین حالت عصبی شدم.دلیلش یک فرآیندی بود که شنیدم.و در ذهنم رکیک ترین فحش ها را به مخاطبان فرآیندم دادم..و شدیدترین دعوا را در برنامه ام گذاشتم.

بعدش یعنی حدود یک ساعت بعد دیدم پیش دانشگاهی ام و بیشتر بودجه ی سنجشم مانده و هنوز رتبه ی دلخواه نگرفته ام و فقط چهار ماه مانده و از همه مهمتر..و قرار است با همین دعوا چقدر از انرژی اعصابم گرفته شود.و از مهمترینش هم اینکه میدانستم بعد از این دعوا اعصابم خود به خود ارام میشود.

بیخیالش شدم.و دیدم همین چهار ماه را وقت دارم پس باید از انرژی هم مقدار زیادی ذخیره کنم.انرژی روانی.

.

از حرف های دیشبم اینکه هنوز قلبم تند میزند و درونم میشورد.

و اره...

.

.

در ادامه ی بیربط:

+اسما..چقدر حالم خوب میشه که میبینم خوبه.خدا کنه دل و اعصابشم همین شکلی باشه...

  • ۹۶/۱۱/۱۶
  • فرزانه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی